top of page

دیپلماسی چهار ساله سازمان ملل متحد در افغانستان؛ از ارزیابی مستقل تا طرح موزاییک

نویسنده وجیهه قاضی زاده در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
دیپلماسی چهار ساله سازمان ملل متحد در افغانستان؛ از ارزیابی مستقل تا طرح موزاییک

مقدمه
افغانستان پس از رویداد یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در محراق توجه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. به‌دنبال آن، جایگاه این کشور در سیاست‌گذاری‌های متحدین آمریکا نیز ارتقا یافت و افغانستان آهسته‌آهسته به دژی مستحکم برای مبارزه با تروریسم تبدیل شد. اما با تغییر اولویت‌های ژئوپولیتیکی ایالات متحده و تمرکز این کشور بر مهار چین و روسیه، افغانستان به حاشیه رانده شد. بی‌توجهی به آرمان‌های مردم افغانستان و نادیده‌گرفتن حکومت پیشین، سرنوشت تلخی را رقم زد؛ سرنوشتی که کشور را با بحران چندبُعدی مواجه ساخت. با این‌همه، کنشگران سیاسی، مدنی و مدافعان حقوق بشر مبارزه‌ای را در برابر طالبان آغاز کردند و از همان نخستین روز سقوط، برای بازپس‌گیری حقوق ازدست‌رفته‌ی شهروندان، با جسارت وصف‌ناپذیر وارد آوردگاه نابرابر شدند.
افغانستان، در پرتو روشنایی مبارزات این عدالت‌خواهان، توانست به موضوع غالب گفت‌وگوهای سیاسی و دیپلماتیک در سطح جهان مبدل شود؛ از جمله سازمان ملل متحد که مهم‌ترین مأموریت آن حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است. اما این‌که ملل متحد از بدو سقوط نظام جمهوریت، در راستای خروج از بن‌بست سیاسی در افغانستان چه اقدامات و ابتکاراتی را روی دست گرفته و آیا این اقدامات توانسته‌اند مسیری برای عبور از بحران فراهم کنند یا خیر، موضوعی‌ست که در این نوشتار بررسی خواهد شد.

نقش‌آفرینی سازمان ملل متحد و میدان خالی دیپلماسی

پس از اگست ۲۰۲۱ و تغییر شرایط سیاسی در افغانستان، فضای آشفته توام با توهم در میان نیروهای ملی و کشورهای ذی‌دخل، باعث شد میدان دیپلماسی برای مدیریت وضعیت پیش‌آمده عملاً به سازمان ملل متحد واگذار گردد؛ سازمانی که حد‌اقل سه عضو دایم شورای امنیت آن ـ ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه ـ در طول بیست سال جمهوریت، از حکومت افغانستان حمایت نظامی و مالی کرده بودند. شورای امنیت سازمان ملل متحد براساس مواد ۳۳ تا ۳۸ منشور این سازمان، صلاحیت دارد در زمینه حل‌وفصل منازعات اقدام کند و طبق مواد ۳۹ تا ۵۱ نیز در قبال تهدیدات علیه صلح جهانی تصمیم‌گیری نماید. بر همین مبنا، به تاریخ ۱۶ اگست ۲۰۲۱، افغانستان به‌عنوان موضوع محوری در دستور کار نشست شماره ۸۸۳۳ شورای امنیت قرار گرفت. از آن زمان تاکنون، نشست‌ها و مباحث مرتبط به افغانستان در سازمان ملل عمدتاً حول محورهایی چون مبارزه با تروریسم و مسایل حقوق بشری متمرکز بوده‌اند.

ارزیابی مستقل سازمان ملل؛ شکاف میان وعده‌ها و واقعیت‌ها

سازمان ملل متحد برای آن‌که نشان دهد ماموریت خویش را در قبال افغانستان به‌درستی و هماهنگ با ارزش‌های مندرج در منشور این نهاد انجام داده است، به تاریخ ۱۶ مارچ ۲۰۲۳ طی قطعنامهٔ ۲۶۷۹، ضمن تجدید مأموریت هیأت معاونت سازمان ملل متحد، به سرمنشی این سازمان، آنتونیو گوترش، توصیه نمود که ارزیابی مستقلی از وضعیت موجود در افغانستان انجام دهد و توام با راه‌حل، به هدف اتخاذ رویکردی واحد و منسجم به شورای امنیت ارائه کند.
به تاسی از این قطعنامه، ارزیابی با تمرکز بر سه محور عمده: حقوق بشر به‌ویژه حقوق زنان و اقلیت‌ها، مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، و فراهم‌سازی بستر اقتصادی و کمک‌های بشردوستانه توسط فریدون سینیرلی اوغلو، هماهنگ‌کننده ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان، انجام و در اواخر سال ۲۰۲۳ به شورای امنیت ارائه گردید.
شاخصه بارز این گزارش «نقشه راهی مرحله‌ای» است که برای عبور از وضعیت موجود و به‌منظور بازگشت افغانستان به نظم بین‌المللی پیشنهاد شده است. گزارش با استناد به اسناد بین‌المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW)، میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR)، تاکید می‌ورزد که رسمیت‌بخشی بین‌المللی منوط به پایبندی به تعهدات بین‌المللی افغانستان و رعایت این تعهدات در سیاست، قانون و عمل است.
بر اساس این گزارش، آغاز روند گفت‌وگوهای سیاسی میان طرف های افغانستان، به‌مثابه دومین گام مهم در راستای عبور از وضعیت حاکم تلقی می‌شود؛ اما نمی توان باور داشت که گفتگو میان جریان های سیاسی، اجتماعی و قومی بتواند به حل بحران أفغانستان کمک کند که در آن همچنان طالب به عنوان عنصر غالب در نظر گرفته شود.
می‌گویند در بیماری‌هایی که امید بهبود نیست، شفا در درمان‌های نومیدانه است. با نظر به کاستی‌ها و انتقادات وارده بر این گزارش، و با توجه به سیاست غالب جهانی در قبال افغانستان و نبود یک اپوزیسیون نیرومند، این امید وجود داشت که نقشهٔ راه پیشنهادی بتواند موجبات یک رویکرد هماهنگ و مبتنی بر اجماع جهانی را برای عبور از بن‌بست فراهم کند. در نهایت، مردم از اختناق سیاسی رهایی یابند. نمی توان نسخه قبلی برای أفغانستان که محکوم به شکست است را دوباره ارزیابی و اجرا کرد. برای یک امنیت و ثبات پایدار در أفغانستان که همه جریان های سیاسی و قومی با هر نوع نگرش بتوانند در جغرافیای أفغانستان زندگی کنند، ابتدا نیاز است تضمین های برای حق تعیین سرنوشت و آینده آنها به وجود آید.

روند دوحه؛ مسیر برای عبور از بن‌بست یا راهی برای مشروعیت‌بخشی

روند دوحه که هدف اساسی آن تقویت تعامل بین‌المللی با افغانستان است، بر مبنای ارزیابی مستقل و برآیند اجماع بین‌المللی شکل گرفت و در قطعنامه ۲۷۲۱ سال ۲۰۲۳ مورد حمایت شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. روند دوحه در صدد آن است که چارچوبی مرحله‌ای و گام‌به‌گام ارائه کند تا از طریق آن، بستر مناسب گفت‌وگوها پیرامون مسائلی چون رعایت حقوق بشر و حقوق زنان، تشکیل حکومت فراگیر، مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، و تقویت سکتور خصوصی فراهم شود و در نهایت به «ادغام کامل» افغانستان در جامعه جهانی بینجامد.
اما روند دوحه از آغاز، به دلایل متعدد مورد انتقاد نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر قرار گرفت. به باور نویسنده، حضور زنان به‌عنوان قربانیان اصلی سیاست‌های زن‌ستیز طالبان در هر روندی که برای امروز و فردای افغانستان تصمیم‌گیری می‌کند، امری اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل مذاکره است. نقش آفرینی زنان در فردای پیروزی أفغانستان با اهمیت است از اینرو، می بایست تفاوت های فرهنگی و دیدگاه های متضاد زنان أفغانستان در هر گوشه أفغانستان را مد نظر داشت و نظام سیاسی آینده أفغانستان را طوری برچید که بتواند همه دیدگاه ها ولو متضاد، را مد نظر بگیرد.

طرح موزاییک؛ طرحی برای بیرون‌رفت از بحران یا امتیازی برای طالبان

طرح موزاییک، با عنوان «رویکرد جامع برای افغانستان»، در فبروری ۲۰۲۵ از سوی یوناما معرفی شد. مبنای این طرح ارزیابی مستقل فریدون سینیرلی اوغلو است و هدف آن دستیابی افغانستان به صلح با خود و جهان و بازگشت این کشور به نظام بین‌المللی عنوان شده است. جامعه جهانی در این چارچوب سه خواستهٔ اساسی را از طالبان مطرح کرده است: تشکیل حکومت فراگیر، پایبندی به حقوق بشر و مبارزه با تروریسم.
این طرح، چارچوبی برای تعامل گام‌به‌گام پیشنهاد می‌کند که در ازای هر اقدام، امتیازهایی از سوی جامعه جهانی برای طالبان در نظر گرفته می‌شود. با این حال، شماری از چهره‌های سیاسی و مدنی افغانستان این طرح را نامتناسب با واقعیت‌های جامعه دانسته‌اند. آنان معتقدند که این طرح نه‌تنها توان پاسخ‌گویی به نیازهای مردم را ندارد، بلکه در راستای منافع طالبان طراحی شده است. ممکن نیست آینده أفغانستان را با تداوم سلطه طالبان در نظر گرفت. این طرح بیشتر به دوام قدرت طالبان متمرکز است. ولو که طالبان تغییراتی در راستای این طرح از خود نشان دهند، بآنهم نمی توان به آینده أفغانستان در گرو طالبان خوشبین بود.

نتیجه‌گیری

فعالیت سازمان ملل متحد در چهار سال گذشته نشان داده است که تمامی اقدامات آن برای ارائه یک راهکار موثر و عمل‌گرایانه برای پایان بحران موجود، سمبولیک و فاقد اراده سیاسی بوده و همواره درگیر پیچیدگی‌ها و تناقضات داخلی این نهاد باقی مانده است.
به باور نگارنده، عملکرد سازمان ملل از «ارزیابی مستقل» تا «روند دوحه» و «طرح موزاییک» نشان می‌دهد که این ابتکارات چیزی جز وقت‌کشی، تداوم پروژه‌ها و دوام حضور این نهاد در افغانستان نبوده است و عملاً در راستای صلح و فراهم‌سازی بستر گفت‌وگوهای سیاسی ناکام مانده‌اند.
سازمان ملل متحد، برای آن‌که در این برههٔ حساس و سرنوشت‌ساز ثابت کند که به ارزش‌ها و اصول بنیادینش وفادار است، باید برای عبور از وضعیت کنونی، جدا از مصلحت‌های سیاسی و بین‌المللی، به خواست مردم افغانستان حرمت بگذارد و حقوق مردم أفغانستان نباید قربانی تعامل با گروه طالبان شود. از اینرو میابیست به دنبال طرح های رفت که در آن حد اکثر از نقش آفرینی گروه طالبان کاسته شود.

Write for Us
If you would like to write for us, please consider the following guidelines: The articles should be written in a research format and include an introductory paragraph to introduce the topic, a main body with two subheadings, and a conclusion. Each article must present a new perspective on the subject. click here to submit and, or for more information and details about the format of the article.

bottom of page